"محمود هراتیان نژادی" مدیر کل روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در بخشی از سخنان خود در گفتگو با ایسنا با اشاره به چالشهای روابط عمومی گفته:
"بحث علاقه به سازمان و مدير به عنوان بخشي از وظايف روابط عمومي به خوبي جا نيفتاده ، در هر حال نكات مطرح شده با مطالعه، تحقيق و كسب تجربه از اساتيد، كمكم قابل آموختن هستند ."
چه خوب بود در مصاحبه این دوست و همکار گرامی و جدیدمان به علاقه ی به مردم و مردم داری و نیز علاقه ی مدیران به روابط عمومی بیشتر تاکید می شد، چرا که هم اینک نیز یکی از اتهامات روابط عمومی های ما این است که روابط عمومی مدیر هستند تا روابط عمومی مردم !
.... و اما ما نیز به عنوان همکار دوست داریم بدانیم برای ایشان کدامیک از موضوعات یاد شده ی بالا برایشان اولویت دارد : علاقه به مدیر یا علاقه به مردم ؟
باشگاه پیام هم رییس هیئت مدیره و مدیرعامل جدیدش را شناخت و طي حكمي از سوي دكتر«محمد سليماني» وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات «سيد اسد الله مير محمدي» به این سمت منصوب و مشغول به كار شد.
گفتني است؛ دكتر «محمد سليماني»از تلاشها و خدمات«اكبر زنجانيان» در دوران فعاليتش تشكر و قدرداني كرد.
سليماني همچنين مهندس "احمد طالب زاده" را به سمت معاونوزير و رييس سازمانفضايي منصوب كرد.
زير اين خاك شرر هست اگر بگذارند ............... در تف شعله اثر هست اگر بگذارند
پشت اين همهمهي ساكت و پر معني دشت ....قاصدكهاي خبر هست اگر بگذارند
باغ از دغدغه ريشه پيچكها مرد ................... غيرت داس و تبر هست اگر بگذارند
به جز اين سقف مه آلود كه بر سر داريم ......... آسمان رنگ دگر هست اگر بگذارند
در پس بهت سكوتي كه تعفن دارد ................. كاش و اما و اگر هست اگر بگذارند
در ممنوعه پرواز بگو باز كنند ............................ تا ببينند كه پر هست اگر بگذارند
افسون اميني
بالاخره نوبت به مخابرات ایران رسید و طي حكمي از سوي دكتر«محمد سليماني» وزيرارتباطات و فناوري اطلاعات، "مهندس صابر فیضی"، مديرعامل جديد شركت مادر تخصصي مخابرات ايران منصوب و مشغول به كار شد.
گفتني است پيش از اين مهندس «كرم پور»، سمت ياده شده را بر عهده داشت البته وي همچنان به عنوان عضو هيات مديرهي شركت مادر تخصصي مخابرات ايران مشغول به فعاليت است.
مهندس «صابر فيضي» متولد سال 1340 در شهرستان اهر ميباشد، داراي ليسانس الكترونيك و فوق ليسانس مديريت دولتي است و پيش از اين در سمت مديرعامل شركت مخابرات آذربايجان شرقي مشغول به كار بوده است.
... و اما اینکه نوبت در تغییرات بعدی از آن کیست، خدا داند !
اين پياده ميشود، آن وزير ميشود ..... صفحه چيده ميشود، دار و گير ميشود
اين يكي فداي شاه، آن يكي فداي رُخ....... در پيادگان چه زود مرگ و مير ميشود
فيل كجروي كند، اين سرشت فيلهاست ....... كجروي در اين مقام دلپذير ميشود
اسپ خيز ميزند، جستوخيز كار اوست ...جستوخيز اگر نكرد، دستگير ميشود
آن پيادة ضعيف راست راست ميرود ............ كج اگر كه ميخورَد، ناگزير ميشود
هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال .......... اين پياده قانع است، زود سير ميشود
آن وزير ميكُشد، آن وزير ميخورد .......... خورد و برد او چه زود چشمگير ميشود
ناگهان كنار شاه خانهبند ميشود ............ زير پاي فيل، پهن، چون خمير ميشود
آن پيادة ضعيف عاقبت رسيده است ... هرچه خواست ميشود، گرچه دير ميشود
اين پياده، آن وزير... انتهاي بازي است ........... اين وزير ميشود، آن بهزير ميشود
محمدكاظم كاظمي
الو سلام ...
آسمان ...
بهشت ...
منزل خدا؟
و آنطرف فرشتهاي جواب ميدهد: شما؟
ـ من از زمين شماره را گرفتهام، خدا كجاست؟
و باز هم جواب ميدهد چه مهربان صدا:
چه خوب شد كه آمدي، خدا سفارش تو را
به عشق و آفتاب داده است و بعد هم به ما
ـ به او بگو كه پلك كوچه هفتههاست ميپَرَد
ولي كسي قدم نميزند سكوت كوچه را
دلم براي پر زدن دوباره لك زده، زمين
چه نا نجيب بال را گرفته از پرندهها
و قطع شد. الو...
الو...
كسي نبود، هيچ كس
دوباره ميشود گرفت نه؟ خيال بود؟ يا...
ولي كسي كنار من نجيب و آسمان به دست
كسي كه قد او بلند از زمين گرفته تا...
نشسته بود پيش من، فقط دو آه فاصله
كسي كه مثل هيچ كس نبود جز خودِ خدا...
سميه قبادي
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.
نگه جز پيش پا را ديد - نتواند.
كه ره تاريك و لغزان است.
وگر دست محبت سوي كس يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است.
نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون - ابري شود تاريك
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت.
نفس كاينست - پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟!
مسيحاي جوانمرد من - اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...آي...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخگوي - در بگشاي
منم من - ميهمان هر شبت لولي وش مغموم
منم من - سنگ تيپا خورده رنجور
نه از رومم نه از زنگم همان بي رنگ بي رنگم
بيا بگشاي در بگشاي -- دلتنگم
تصمیم گیری های استراتژیک و بنیادی همیشه زمان بر هستند و برای حصول نتیجه نیاز به زمان کافی دارند و به طور کل ثبات و استمرار مدیریتی از جمله عوامل ضروری برای به بار نشستن تصمیم گیری ها و سیاست بلند مدت است.
تغییر یک مدیر از جهات گوناگون هزینه هایی به همراه دارد و به همین خاطر دلایل لازم برای تغییر باید متضمن فوایدی باشد که بر هزینه های آن تفوق و این البته به هیچ وجه نافی لزوم تغییر مدیران ناکارآمد و حق مدیرانی که برای مدتی طولانی بر مسندی بوده اند نیست.
اخیرا پژوهشی در زمینه ی دوره ی ماندگاری مدیران دولتی کشور صورت گرفته که تامل در برخی نتایج آن خالی از لطف نیست:
* این پژوهش توسط دفتر بهبود مدیریت و ارزیابی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با همکاری دفتر آمار صورت گرفته است.
* ۱۱ هزار رکورد اطلاعاتی مدیران از دستگاههای ملی و استانی برای ربع قرن گذشته در این پژوهش جمع آوری شده است.
* هدف پژوهش آگاهی از نرخ واقعی دوره ی ماندگاری مدیران در کشور در دستگاههای دولتی بوده تا توانایی برنامه ریزی آگاهانه در آینده ایجاد شود
* نظام شایسته سالاری دارای پنج مرحله یا رکن اصلی است: شایسته خواهی، شایسته شناسی ، شایسته گزینی ، شایسته داری و شایسته پروری
* اگر ما به دنبال انتخاب و انتصاب افراد شایسته باشیم، ابتدا لازم است آنان را خوب شناسایی و به صورت دقیق گزینش کنیم، سپس زمان مناسبی را در اختیار آنان قرار دهیم تا بتوانند عملکرد خود را نمایان سازند. مرحله ی بعدی که شایسته داری است دقیقا با بحث ثبات مدیران مرتبط است. به عبارت بهتر "شایسته داری" یا داشتن ثبات در مدیریت ، شرط لازم نظام شایسته سالاری است و نه کافی، در صورت تحقق دیگر اجزا و مراحل این نظام، ثبات مدیریت می تواند به استقرار نظام شایسته سالاری کمک کند. البته ماندگاری بسیار بالا نیز لزوما به معنای عملکرد بهتر نیست، چرا که احتمال دارد باعث از بین رفتن جوانه های نوآوری و خلاقیت و ایده های افراد دیگر در سازمان یا بخش مربوطه شود.
* بر اساس گزارش تحلیلی این پژوهش ، در طول ۲۵ سال گذشته متوسط دوره ی ماندگاری هر وزیر ۴۰ ماه است و این شاخص برای سالهای ۱۳۶۸ به بعد به ۶۰ ماه افزایش یافته است. طی ۲۵ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، وزارت صنایع و معادن با ۶۷ ماه بیشترین دوره ی ماندگاری و وزارت امور اقتصادی و دارایی با ۲۴ ماه کمترین ثبات مدیریت را دارا بوده اند. البته در ۱۵ سال گذشته وزارت امور خارجه با متوسط ۱۴۲ ماه بیشترین دوره ی ماندگاری را دارا بوذده است و وزارتخانه های نفت و نیرو هریک با ۱۲۸ و ۱۰۱ ماه در رتبه های بعدی قرار دارند.
* از بعد مقطع تحصیلی در ابتدای تصدی، دوره ی ماندگاری مدیران دارای مدرک کارشناسی ۵۱ ماه ، کارشناسی ارشد ۴۳ ماه و دکترا ۳۶ ماه است.
* بر اساس نتایج این پژوهش، متوسط دوره ی ماندگاری استانداران کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حدود ۳۰ ماه است، در این میان استان اردبیل با ثبات ۴۶ ماه بیشترین و استان چهارمحال و بختیاری با نزدیک به دو سال (۲۳ ماه) کمترین ثبات را داشته اند.
* میانگین ماندگاری استانداران در دوران نخست وزیری آقای میرحسین موسوی ۳۱ ماه و در دوران آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی با اختلاف کم حدود ۴۵ ماه است.
* در بین وزیران بعد از انقلاب، آقای ولایتی در وزارت امور خارجه با ۱۹۰ ماه ماندگارترین وزیر در یک وزارتخانه و آقای نامدار زنگنه نیز با خدمت در وزارتخانه های جهاد سازندگی ، نیرو و نفت با بیش از ۲۰ سال ، ماندگارترین وزیر بوده است.
* در میان استانداران ، آقایان طاهری، مرعشی، طهایی و سفید به ترتیب ۱۲۶ ماه، ۹۷ ماه، ۹۵ ماه و ۹۴ ماه در استانهای تهران، کرمان، سمنان و یزد بیشترین ماندگاری را در یک استان به صورت متوالی داشته و در مجموع آقایان طهایی و جهرمی نیزبا ماندگاری ۲۰۶ ماه (بیش از ۱۷ سال) و ۱۸۸ ماه در استانهای مختلف، بیشترین دوره ی تصدی را در پست استانداری دارا بوده اند. از طرف دیگر آقایان هومن و سمیعی ، هریک با دوره ی تصدی ۳ ماه در استانهای کهکیلویه و بویراحمد و مرکزی کمترین دوره ی ماندگاری را در بین استانداران داشته اند.
مردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدتها طول ميكشد تا مردهها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.
پيادهروي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق ميريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز ميشد و در وسط آن چشمهاي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازهبان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»
دروازهبان: «روز به خير، اينجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم.»
دروازهبان به چشمه اشاره كرد و گفت: «ميتوانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان ميخواهد بوشيد.»
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعهاي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازهاي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز ميشد. مردي در زير سايه درختها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.
مسافر گفت: روز به خير
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنهايم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر كه ميخواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، ميتوانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي ميشود!
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما ميكنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند...
بخشي از كتاب «شيطان و دوشیزه پريم»، پائولو كوئيلو
ماجرا این است : کم کم کمّیت بالا گرفت ....................جای ارزشهای ما را عرضه ی کالا گرفت
احترام یاعلی در ذهن بازوها شکست................ دست مردی خسته شد پای ترازوها شکست
فرق مولای عدالت بار دیگر چاک خورد................... خطبه های آتشین متروک ماند و خاک خورد
زیر بارانهای جاهل سقف تقوا نم کشید ..............................سقفهای سخت، مانند مقوا نم کشید
با کدامین سحر از دلها محبت غیب شد؟ ......................ناجوانمردی هنر، مردانگی ها عیب شد؟
خانه ی دلهای ما را عشق خالی کرد و رفت ....................ناگهان برق محبت اتصالی کرد و رفت
اندک اندک قلبها با زرپرستی خو گرفت..................... در هوای سیم و زر گندید و کم کم بو گرفت
غالبا قومی که از جان زرپرستی می کنند!............... زمره ی بیچارگان را سرپرستی می کنند!
سرپرست زرپرست و زرپرست سرپرست......................... لنگی این قافله تا بامداد محشر است
شعر از: مرحوم حسن حسینی
بالاخره نوبت به "قنبری" رسید و طي حكمي از سوي دكتر «سليماني»، معاون ارتباطات و برنامهريزي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب شد.
بر اساس اين حكم «عبدخضر كامراني» به عنوان معاون ارتباطات و برنامهريزي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب شد.
گفتني است اين حكم به دنبال موافقت وزيرارتباطات، با درخواست استعفاي «برات قنبري» كه پيش از اين سمت معاونت ارتباطات و برنامه ریزی اين وزارتخانه را عهده دار بود، صادر شد.

در وا كن و به اين قفس مرده جان بده
ديوارها و فاصلهها را تكان بده
ما را زدست زندگي بيامان بگير
ما را به دست حادثهاي ناگهان بده
تا باورت كنند چو فوارهاي بلند
خود را به تشنگان تماشا نشان بده
بر هر چه قاب پنجرة رو به آفتاب
سهمي ز نور، تكهاي از آسمان بده
«زين خلق پر شكايت گريان شدم ملول»*
اين سفرههاي وا شده را آب و نان بده

دیکته


سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق كشورمان، با صدور
حکمی از سوی حجتالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی عضو شورای عالی مرکز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.
مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص با حضور استادان دانشگاه و کارشناسان برجسته در حوزههای مختلف، به عنوان بازوی تحقیقاتی مجمع تشخیص مصلحت در راستای
تبیین سیاستهای کلی نظام عمل میکند.
هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از دیگر اعضای شورای عالی مركز تحقیقات استراتژیك هستند.
سايت ايران ترانه ويژه ماه مبارك رمضان سايت ويژه اي است كه علاقه مندان به ادعيه و مناجات ماه مبارك رمضان مي توانند دعاهاي زير و ساير موضوعات را از آنجا بهره ببرند:
دعاي سحر استاد مرحوم صالحي - ادعيه و مناجات سحر محمد رضا خواجوي - ربنا شجريان - اللهم رب شهر رمضان دكتر محمد اصفهاني و دعاهاي افطار و جوشن كبير و دعاهاي ماه رمضان و ....
از همه دوستان التماس دعا دارم
وضعيت ويژه اي كه به دنبال اتخاذ سياست كوچك سازي دولت در سيستم دولتي ايجاد شده، محدوديتهايي را در استخدام و بكارگيري نيروي انساني ايجاد كرده است.
از سويي هرچه به پيش مي رويم با افزايش روزافزون جمعيت و خدمات دولتي و بالطبع افزايش مخاطبان اغلب سازمانهاي دولتي روبه رو هستيم و اهميت فعاليتهاي گسترده تر روابط عمومي ها روزافزون مي شود.
يكي از شيوه هايي كه برخي روابط عمومي هاي كارآمد براي اجراي وظايف و ايفاي مسئوليتهاي خويش از آن بهره مي جويند، بهره گيري از نيروي كار و توان و استعدادهاي بخش غير دولتي و واگذاري برخي از امور و فعاليتها به اين بخش است.
اما آيا بهره گيري از بخش غير دولتي مي تواند معضلات كمبود نيروي انساني و كار پرحجم روابط عمومي دستگاههاي دولتي را در شرايط كنوني مرتفع نمايد؟
بي ترديد ورود ناآگاهانه به اين موضوع و بكارگيري ناشيانه بخش غير دولتي نه تنها مشكلي از مشكلات روابط عمومي حل نخواهد كرد، بلكه هر روز روابط عمومي ها را به بحران جديدي كشانده و از فعاليتهاي اصلي خود دور مي سازد. روابط عمومي ها نيز در شرايط جديد بايد تلاش كنند سطح فعاليتهاي خود را از فعاليتهاي تصدي گري و خدماتي به فعاليتهاي مديريتي و نظارتي ارتقا دهند.

* شرايط موفقيت در واگذاري امور روابط عمومي به بخش غير دولتي
در هنگامي كه چاره اي نداريم جز اينكه فعاليتهايي را به بخش غير دولتي واگذار كنيم، بايد توجه داشته باشيم، واگذاري اين امور به معناي رها كردن آن ها نيست، بنابراين پيش از واگذاري، در حال واگذاري و پس از آن بايد همواره آگاهيهاي لازم را داشته و مراقبت نماييم تا همه تهديدهاي احتمالي را به فرصتهايي براي جهش ، پيشروي و موفقيت روابط عمومي تبديل كنيم.
شرايط ذيل مي تواند موفقيت ما را در واگذاري امور به بخش غير دولتي طي قراردادهاي رقابتي پيمانكاري تضمين نمايد:( ادامه )
شرايطي كه در آن قرار داريم و چشم اندازهايي كه از آينده فراروي ماست، بيانگر اين واقعيت است كه امواج سهمگيني ، دنياي آينده ما را به شدت متاثر خواهد ساخت. يكي از امواج مهمي كه كشورهاي مختلف با آن روبرو مي شوند، موج مديريت دانايي است و فناوري اطلاعات و ارتباطات (آي سي تي) در اين زمينه نقشي اساسي دارد.
امروزه به مدد فناوري اطلاعات و ارتباطات، توليد دانش چندين برابر شده است و ضريب اين رشد، لحظه به لحظه رو به فزوني است.

به هر حال فناوري اطلاعات و ارتباطات در موج مديريت دانايي و همچنين در زمينه رشد اقتصادي و توسعه كشورها نقشي حساس ايفا مي كند. در دنيايي كه كيفيت و سرعت دسترسي به اطلاعات و ارتباطات رو به فزوني و پر اهميت است، مديريت دانايي همچون موجي، اقتصاد اطلاعات محور را بر كشورها ديكته مي كند و دست اندركاران عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات را به چالشي عظيم فرامي خواند.
آنچه مهم است اين است كه ما به عنوان جامعه روابط عمومي چه وظايف جديدي را بايد بر دوش بگيريم و در برابر موج مديريت دانايي چه بايد بكنيم؟
به نظر مي رسد در اين خصوص سه راه بيشتر وجود ندارد، يا بايد رهبري، پيشتازي و هدايت اين موج را بر عهده گيريم، يا بايد از امواج ايجاد شده پيروي كنيم و آخرين راه درنگ و تامل كردن است.
درنگ و تامل در واقع معنايي جز خارج شدن از دور و كنار رفتن از صحنه هاي جهاني ندارد و شايسته جامعه فرهيخته اي چون جامعه روابط عمومي نيست. پيروي كردن از امواج ايجاد شده هم گرچه از درنگ و تامل بهتر است، اما به دليل سرعت زياد موج و تغييرات روزافزون، هزينه هاي زيادي دارد.
پس شايد به جرات بتوان گفت بهترين راهي كه مي توان در برابر موج مديريت دانايي انتخاب كرد، سوار بودن بر امواج و هدايت آن است، كه البته كاري بسيار دشوار، اما در عين حال سرشار از منافع است.
همه بايد بكوشيم با پرهيز از كوچكترين تامل و درنگ و خمودگي و انفعال و با ايجاد ظرفيت ها و هم افزايي و زمينه هاي لازم، خود و ديگران را براي هدايت اين موج آماده سازيم.
وبلاگ " مردم داري " اميدوار است با گام كوچكي كه در این وبلاگ برمي دارد ، و به سهم خويش در آماده سازي مخاطبان خود و ايفاي مسئوليت هايي كه بر دوش دارد، در زمره تامل كنندگان قرار نگيرد. درنگ امروز را شايد هيچ وقت ديگر نتوان جبران كرد، پس تلاش هاي هرچند كوچك ما در جمع همداستانان عزيز و فرهيخته http://www.eprsoft.com را كه براي گسترش دانايي و هم افزايي صورت مي گيرد انشاءالله آثاري بزرگ برجاي خواهد نهاد. تا نظر شما چه باشد
اما پرداختن به کاستیها چنانچه از سر دلسوزی و صادقانه باشد می تواند فرصتهای بهبود را پیش روی دست اندرکاران قرار دهد.
همایش روابط عمومی الکترونیک که اخیرا در تهران برگزار شد دارای نقاط قوت و ضعف فراوانی بود که در این مجال صرفا به برخی از این نکات می پردازم:(ادامه)
برای آگاهی بیشتر از توصیه هایی بهداشتی برای ماه مبارک رمضان می توانید اینجا را کلیک کنید.
عاشـــــــــقـونــه
راستی دنیا چه غریبــــه.....................کــــار آدماش فریبـــــه
واسه کشتن مسیحـــــا......................هر درختی یه صلیبــه
دلمــون خیلی گرفته س.....................دردمون خیلی بزرگـــه
گرگا تو لبــــــاس میشن.....................هر سگ گلــه یه گرگه
زیـــن و اسبمـونـــو بردن ....................نذارین راهـــو بـدزدن !
توی این شبـای وحشت......................نکنـــه ماهـــو بدزدن !
بعضیا چه پر ستـــــــــاره .....................بعضیا چه بی فروغن
بعضــی آدمـــا فرشتـــــه .....................بعضـــی آدما دروغـن
زندگــــی یه انتخـــــابــه......می شه خوب بود می شه بد بود
باید عاشقـــــونه پــ.ر زد ..........................باید عاشقی بلد بود
« علیرضا قزوه »
در آستانه ماه ضیافت الله رمضان المبارک هستیم،
به همین مناسبت نکته هایی از
"الهی نامه علامه آیت الله حسن زاده آملی"
را تقدیم دوستان می کنم:
الهی به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده
الهی چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.
الهی چون تو حاضری ، چه جویم و چون تو ناظری ، چه گویم ؟
الهی ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است و رهزن های بسیار در کمین و بار گران بر دوش
یا هادی! اهدناالصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم، غیرالمغضوب علیهم، ولاالضالین
الهی شعبان بگذشت و ما از خود نگذشتیم، تو از ما بگذر
الهی آن خواهم که هیچ نخواهم
الهی اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادی، نمی رسد، فلک الحمد
الهی تن به سوی کعبه داشتن چه سودی بخشد آن را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد.
الهی خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند، که پیری خود، شکستگی است
الهی داراتر از من کیست که تو را دارم؟
الهی در، بسته نیست، ملا دست و پا بسته ایم
آیا می دونین یه عمر هفتاد ساله چطوری می گذره؟!
چند وقت پیش در جایی خوندم که گذر عمر ۷۰ ساله به طور متوسط اینطوریه:
۲۵ سال در خواب
۸ سال صرف مطالعه، تحصیل و یادگیری
۶ سال در استراحت و بیماری
۷ سال صرف تفریح و تعطیلات
۵ سال در رفت و آمد
۴ سال صرف خوردن و آشامیدن
۳ سال صرف آمادگی جهت انجام دادن فعالیتهای فوق
به این ترتیب فقط ۱۲ سال صرف کار مفید می شه!
ولی آیا میشه با بهره گیری از مدیریت بهره وری از زمان و برنامه ریزی در کارها، از زمان و زندگی استفاده بهتری کرد؟!
بر اساس مصوبه هيات دولت ، محمدجواد محمدي زاده ، استاندار خراسان رضوي شد.
هيات دولت ضمن انتخاب محمدجواد محمدي زاده به سمت استاندار خراسان رضوي از خدمات رسولي ، استاندار سابق اين استان تشکر کرد.
محمدي زاده در ادوار پيشين معاون امنيتي خراسان بزرگ بود.
استاندار جديد خراسان رضوي توسعه زيربنايي، تقويت صنعت گردشگري استان و نيز تثبيت جمعيت حاشيهنشين مشهد را از اولويتهاي كاري خود اعلام كرد.
محمدجواد محمدي زاده روز شنبه نهم مهرماه گفت: بايد در خصوص مسايل اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و امنيت خراسان رضوي فراملي انديشيد و به صورت كلان برنامهريزي نمود.
وي افزود: در ديدار با رييس جمهور، دكتر احمدينژاد تاكيد و سفارش خاصي در خصوص رسيدگي به مشكلات مردم خراسان رضوي به ويژه مجاوران و زايران حضرت امام رضا(ع) نمودند.
او گفت: دكتر احمدي نژاد همچنين موضوع محروميت زدايي، ارتباط صميمانه و نزديك با مردم خراسان رضوي و مشاركت آنها را در برنامهريزي و سرمايهگذاري در توسعه استان مورد تاكيد قرار داد.
استاندار خراسان رضوي افزود: در اين چارچوب توجه من همچنين بر نوسازي بافتهاي فرسوده و مقاومسازي ساختمانها، تقويت شبكه حمل و نقل دورن شهري و برون شهري استان متمركز خواهد شد.
وي گفت: كلان شهر مشهد نيز از رشد جمعيتي و وسعت طولي برخوردار است لذا مديريت جديد استان در تثبيت حاشيهنشيني و تقويت و ارايه خدمات مناسب براي حل معضل حاشيهنشينان به لحاظ اداري و پشتيباني فعاليت خواهد كرد.
او تقويت امكانات اقامتي و سياحتي، توجه به مساله اتباع خارجي، افزايش پروازها به مشهد و مقابله با فقر را از ديگر شاخصهاي فعاليت مديريت جديد استان برشمرد.
محمدي زاده گفت: ظرفيتسازي طرحهاي زيربنايي، سرمايهگذاري در ساخت سد، اجراي پروژههاي آبي و خاكي و تامين آب هم از برنامهكاري مسوولان خراسان رضوي در استانداري خواهد بود.
وي افزود: استان خراسان رضوي با پيشينه فرهنگي بسيار قوي و ظرفيتهاي بالاي اقتصادي، صنعتي، تجاري، بازرگاني و كشاورزي يك قطب گردشگري، زيارتي و سياحتي است و بهعنوان استان پيشتاز در تمام زمينههاي كشور مطرح ميباشد.
او در خصوص تامين واگنهاي قطار شهري مشهد هم گفت: راهاندازي متروي اين شهر يك ضرورت است.
وي بهرهگيري از منابع ارزي و توسعه خطوط دوم، سوم و چهارم قطار شهري مشهد را نيز به دليل زيارتي بودن اين شهر ضروري دانست.
۱ - هیچگاه احساسی به دل راه ندهید که آسایش فردی شما را سلب کند.
۲ - عهدی مبندید که نتوانید آن را پس بگیرید.
۳ - و تا لازم نشده، راست نگویید!
اما آیا به راستی، انسانهای راستین تن به رعایت این سه قانون می دهند؟!
تا نظر شما چه باشد...!
طي حكمي از سوي دكتر «سليماني» وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات، مديركل دفتر روابط عمومي و انتشارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب شد.
بر اساس اين حكم «محمود هراتيان نژادي» به عنوان مشاور وزير و مديركل دفتر روابط عمومي و انتشارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب و از زحمات «فرهاد سپهرام» كه تا پيش از اين اين سمت را عهدهدار بود تقدير و تشكر شد.
طي حكمي از سوي وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات، مديركل بازرسي و دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب شد.
بر اساس اين حكم «سيد شمسالدين بربرودي» به عنوان مشاور وزير و مديركل بازرسي و دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات وزارت ارتباطات منصوب و از زحمات «سيد حسين شريفي» كه قبلا اين سمت را عهدهدار بود تشكر و قدرداني شد.
تا آنجا که به یاد دارم وزرای پیشین این وزارتخانه نیز با شعار کیفیت آغاز می کردند ولی نمی دانم چه جاذبه ای دارد این کمیت که همه آنان بدون استثنا غرق در آن می شدند، البته برای داوری پیرامون اظهار نظر و عملکرد وزیر جدید هنوز زود است!
اما یک پرسش اساسی همواره برای مخابرات مطرح است که سیاستگذاران آن باید ضمن روشن نمودن پاسخ آن، راهکارهای خود را هم برای محقق شدن سیاستها بیان نمایند و آن این است که در مخابرات "مشترک" اولویت دارد یا "متقاضی"؟!
همت و توان مخابرات در جایی که حقوق "مشترک" و "متقاضی" در تعارض قرار می گیرد، باید چگونه صرف شود و اولویت با کدام است؟
راستی به نظر شما در جایی که رعایت حقوق مشترکان مستلزم کم توجهی به تقاضاهای متقاضیان است اولویت با کدام است؟ چه راهی باید انتخاب کرد که جایگاه مخابرات را نیز از رتبه ۷۸ جهانی و هشــتم منطقه ای بهبود بخشد؟
نکته دیگر اینکه صرف "یک چهارم وقت" وزیر جدید برای "افزایش کیفیت شبکه تلفن همراه" که اغلب مشکلات آن مربوط به تهران است گرچه موضوعی قابل تامل است ولی به نظر می رسد با یکی از محورهای مطرح شده در شعار دولت جدید که "عدالت" است همخوانی ندارد! و موضوع توسعه مخابرات در استانها و شهرستانها نیاز به صرف وقت بیش از پیش است.
نگاه نخست:
نیمه شعبان است و شادی و نشاط فضای شهر را در بر گرفته است. چراغانی های متنوع، پلاکاردها و کتیبه های رنگارنگ، انواع صداهای موسیقی های مجاز و غیر مجاز ! و سرود و مداحی با صداهای بلند نیز در ایجاد این فضا کمک کرده است. گوشه و کنار و وسط خیابانها مردم به طور خودجوش و هیئتی و . . . برای اظهار و ابراز محبت خود به امام زمان (عج) به توزیع شربت و شیرینی و چای و . . . پرداخته و افراد پیاده و سواره را پذیرایی می کنند. این اقدام به همراه ترافیک شدیدی است که در سطح شهر ایجاد شده است.
برخی از مردم برای تماشای آذین بندی ها و برخی برای شرکت کردن در مراسم ویژه این ایام و برخی دیگر نیز . . . محیط شهر را دگرگون کرده و رنگی دیگر بخشیده اند.
در یکی از کوچه ها که عبور می کردم با گروهی از جوانان روبرو شدم که حلقه زده بودند و دست می زدند و می رقصیدند. در گوشه دیگر شهر با نمایش انواع میان پرده های نمایشی نیمه شعبان را گرامی می داشتند.
نگاه دوم:
در همین شهر برای حضور در مراسمی مذهبی برای گرامیداشت نیمه شعبان دعوت شدم. مجلسی بود که در آن تعداد افراد جوانش بیش از میانسالان و پیران بود و پس از سخنرانی یکی از روحانیون، آقایی مداحی می کرد و چون برای دست زدن حضار از سوی یکی از ریش سفیدان محل اجازه داده نشد، پس از لحظاتی وارد خواندن مصیبت شد و اصلا لحن مداح مزبور ناخودآگاه اشک مخاطب را در می آورد.
نگاه سوم:
در این فکر فرو رفتم که در جامعه ما چه روشها و هنجارهایی برای انتقال ارزشهای دینی و آداب و رسوم و سنتهای آن بکار می رود و جوانی که همه این صحنه ها را مشاهده کند کدام نگاه را باید بپذیرد و با چه استدلال و منطقی باید هر کدام از این نگاهها را توجیه کند؟!
نگاه چهارم:
پرسش دیگری که ذهن را می آزارد این است که پس از گذشت ۲۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام و حکومتی که داعیه دینداری دارد، در زمینه هنجارسازی و الگودهی به جامعه و برای انتقال ارزشهای جامعه از نسلی به نسل دیگر چه اقدام اساسی صورت گرفته است و نتایج آن چه بوده است.
کدامیک از نگاههای یاد شده از نظر نظام ارزشی جامعه نابهنجار است و چرا و چه راهکاری برای جوانان ما وجود دارد تا دچار تعارض ارزشی نشوند؟ خرده نظامهای اجتماع نظام یافته، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ما آیا هنجارها و الگوهای احتمالی را تقویت می کنند؟ و آیا اصولا این خرده نظامها با هم تعادل دارند؟
نگاه پنجم:
یکی از شعارهایی که این روزها دوباره به نوعی دیگر مطرح می باشد "عدالت" است. آیا ایجاد تعادل بین خرده نظامهایی که از آن سخن به میان آمد می تواند مصداقی برای جدیت عدالت خواهان جامعه باشد و اصولا با چه مکانیزمها و راهکارهایی این تعادل می تواند برقرار شود؟